تبلیغات در مقابل محتوای تحریریه: تفاوت چیست؟

آیا دوست دارید وقتی نویسندگان با قاطعیت سعی در فروش چیزی به شما دارند؟ به خصوص هنگامی که این چیزی نیست که شما می خواهید در مورد آن بشنوید؟

البته که نه. همه از این متنفر هستند.

با این حال ، وقتی نوبت به نوشتن کتاب خود رسیده است ، بسیاری از نویسندگان این حقیقت جهانی را فراموش می کنند و درعوض از کتاب خود برای تبلیغ محصولات یا خدمات خود استفاده می کنند.

این مضطرب ، آزار دهنده و بدتر از همه ، بی اثر است.

مهم نیست که کتاب شما خوانندگان بعدی را به چه کارهایی انجام دهد - به خصوص اگر دوست دارید آنها محصولات یا خدمات خود را بخرند - بسیار مهم است که محتوای کتاب شما نه تنها نمی فروشد بلکه به جای آن آموزش می دهد و به آنها اطلاع می دهد.

در اصطلاحات نگارش کتاب ، این امر به جای "تبلیغات" به عنوان "سرمقاله" خوانده می شود.

محتوای تحریریه ، در اصل آن ، ارائه ارزش به خواننده است. این اطلاعات و توضیحات در مورد یک موضوع را به روشی واضح ، مختصر ارائه می دهد و باعث می شود خوانندگان احساس کنند بهترین دلایل خود را با هم دارند.

این از طریق محتوای سرمقاله است که شما تخصص خود را به اشتراک می گذارید. وقتی اطلاعاتی را در اختیار خوانندگان می گذارید که می توانند از آنها استفاده کنند ، شما و کتابتان قابل اعتماد و به یاد ماندنی می شوید. آنچه برای شما سود بیشتری ایجاد می کند این است که این تأثیرات باعث فروش بیشتر از فروش آشکار خواهد شد ، زیرا خواننده به ارزشی که به آنها داده اید اعتقاد دارد.

این مورد را با محتوای تبلیغاتی ، که یک قضیه فروش آشکار است ، مقایسه کنید. به جای اینکه اطلاعاتی را که کتاب شما برای خرید به دست آورده است به خوانندگان ارائه دهید ، به آنها می گویید که بیشتر بخرند. این بدترین راه برای دستیابی به هدف شما است زیرا خوانندگان احساس می کنند از آنها سود می برند. شما اعتماد آنها را از دست خواهید داد. آنها دلخور خواهند شد و شما بد به نظر می رسید. خوانندگان شما ، درست مانند آنچه هنگام خواندن می کنید ، از صحت و سقم استفاده می کنند.

این نکته مهم برای یادآوری است: خوانندگان کتاب شما را با قرارداد ضمنی خریداری می کنند که شما به تصمیم آنها احترام بگذارید و به آنها برای سرمایه گذاری خود در وقت و پول ارزش می دهید. وقتی به آنها فشار می آورید ، احساس می کنند که به اعتماد آنها خیانت کرده اید.

اگر کار بسیار خوبی در کتاب خود انجام داده و دانش و اطلاعاتی را در اختیار خواننده قرار می دهید ، مهمترین هدف خود را انجام داده اید: آنها به شما احترام می گذارند و به آنچه می گویند اعتماد دارند. ممکن است بخشی از خوانندگان شما در برخی از مواقع در آینده به شما مراجعه کنند ، خواه بخواهند شما را به عنوان سخنران رزرو کنند ، شما را به عنوان مشاور استخدام کنند یا کتاب بعدی خود را خریداری کنند. آنها همچنین احتمالاً آنها کتاب شما را به خوانندگان دیگری که به ایده های شما نیز علاقه مند هستند توصیه می کنند.

بهترین راه برای دستیابی به این امر با روشن کردن ارزش شما برای خوانندگان با ارائه اطلاعاتی است که می توانند بلافاصله مورد استفاده قرار گیرند.

در کتاب خود چقدر "هدیه می دهید"؟

این ساده است: تا حد امکان دانش خود را در کتاب خود قرار دهید.

من این را دوباره ، بدون رزرو می گویم: تا حد امکان دانش خود را در کتاب خود قرار دهید.

دلایل این دو بخش هستند:

1. اگر در واقع به خدمات به خوانندگان خود اهمیت می دهید ، این امر باید واضح باشد. شما در حال نوشتن كتاب برای آنها هستید و برای خدمت به آنها ، باید در واقع تمام دانش و اطلاعات خود را به آنها بدهید.

2. اما حتی بهتر از آن ، دادن هر آنچه در اختیار شما قرار می دهد به شما کمک می کند تا به اهداف خود برسید.

درست مانند گفتگوی "تبلیغاتی در برابر تحریریه" ، کتاب شما در مورد ایجاد اعتماد به خواننده است. چطور می توانید این کار را انجام دهید اگر آنچه را که می دانید به آنها نشان ندهید و چگونه می تواند به آنها کمک کند؟

این وبلاگی که هم اکنون می خوانید نمونه ای عالی از چیزی است که من در مورد آن صحبت می کنم:

اسکریپت شرکتی است که برای کمک به مردم در نوشتن کتاب (به علاوه سایر خدمات خلاق با ارزش افزوده) خدمات مختلفی را به فروش می رساند. با این حال ، در هیچ لحظه ای در این وبلاگ من آن خدمات را به شما هل نداده ام یا حتی دلالت بر این داشته ام که باید آنها را بخرید. در حقیقت ، من حتی برای گذراندن داستانهایی از آنها به عنوان یادگیری یاد می گیرم (مثل الان که هستم).

برای اینکه حتی بیشتر پیش برویم ، این وبلاگ هر "راز" ما را فاش می کند. شما می توانید دستورالعمل های موجود در این وبلاگ را دنبال کنید و هر کاری را که انجام می دهیم انجام دهید.

چرا ما این کار را به عنوان یک شرکت انجام خواهیم داد؟ چرا فرایندی را که می فروشیم "واگذار می کنیم"؟

به چندین دلیل:

1. اقتدار: اگر ما مایل به توضیح کامل کارهایی نیستیم ، اگر نمی توانیم آنچه را که می دانیم به خواننده نشان دهیم - چرا کسی به ما اعتماد یا استخدام می کند؟ این وبلاگ بهترین اثبات ممکن است که ما در کارهای خود خوب هستیم.

2. اعتبار: اگر ما سعی داشتیم به شما بفروشیم ، اعتبار وبلاگ ، اطلاعات موجود در آن و خودمان را بسیار کاهش می دهد. اگر اعتقاد دارید که ما فقط به نفع ما این را می نویسیم ، پس توجه نمی کنید و به ما یا اطلاعات معتبری نخواهید یافت - و نه شما.

3. اعتبار: اگر ما در واقع اطلاعات خوبی را ارائه دهیم ، خوانندگان به ما احترام می گذارند و از ما بسیار صحبت می کنند. این نوع بازاریابی به دهان است که بسیار مؤثر است و نمی توان آن را خریداری کرد - باید درآمد کسب کرد.

4- مشتری آزمایشی: خدمات ما گران است. بیشتر مردم نمی توانند از پس آنها برآیند. چرا به افرادی که قادر به پرداخت ما نیستند بفروشیم؟ نوع افرادی که ما را استخدام می کنند به دو دلیل این کار را انجام می دهند: (1) ما متخصصانی هستیم که راهنمایی کتاب سطح بالایی را ارائه می دهند (که این وبلاگ به اثبات آنها کمک می کند) و (2) آنها می خواهند در وقت خود صرفه جویی کنند و این وبلاگ به آنها کمک می کند تا ببینند. وقت گیر این روند چقدر است و خدمات ما چقدر می توانند ارزشمند باشند. برای انواع افرادی که ما را استخدام می کنند ، این وبلاگ بدون هیچ تلاشی ما را به فروش می رساند.

5- احترام به خود: ما اعتقاد داریم كه هر كس با دانش برای به اشتراک گذاشتن باید كتاب بنویسد. مأموریت شرکت ما این است که "عقل دنیا را باز کنیم." انجام دادن این کار از نظر فکری ناسازگارانه است و اگر این کار را می کردیم نمی توانستیم با خود زندگی کنیم.

نمی توانم به شما بگویم با کتابتان چه کار کنید ، اما من شما را دعوت می کنم تا رویکردی مشابه داشته باشید. بهترین دانش خود را در کتاب خود قرار دهید و سعی نکنید مردم را بفروشید - بگذارید به شما بیایند زیرا دانش شما برای آنها مفید است.

نه تنها به این دلیل که این کار اخلاقی است ، بلکه مؤثرترین است.

آیا نوشتن کتاب خود را متوقف کرده اید؟

شما ایده های زیادی دارید که می خواهید در کتاب خود قرار دهید ، اما نمی توانید وقت پیدا کنید. یا شاید شما از روند نوشتن ناامید شده باشید. وقتی به دنبال مشاوره هستید ، مردم به شما می گویند ، "همه چیز مربوط به رشته است."

اما این به شما کمک نمی کند که در واقع کتاب خود را بنویسید. بنابراین شما هرگز کتاب خود را به پایان نرسانید ، و جامعه ای که می خواهید تحت تأثیر قرار بگیرید هرگز مزایای خرد شما را به دست نمی آورد ، و از اینکه یک نویسنده منتشر شده هستید ، مزایایی کسب نمی کنید.

یک راه آسان تر وجود دارد - کتاب جدید من ، روش Scrib: بهترین راه برای نوشتن و انتشار کتاب غیر داستانی شما. نسخه دیجیتالی کتاب خود را به صورت رایگان دریافت کنید و نوشتن را شروع کنید.