هوشیار در مقابل ذهن ناخودآگاه: آیا شما واقعا تفاوت را می دانید؟

منبع

ضمیر ناخودآگاه همان چیزی است که هر روز حرکات اتوماتیک ما را راهنمایی می کند. اولین باری را به خاطر می آورید که سعی می کنید دوچرخه سوار شوید؟ معلومات قطعاً خوب پیش نرفت. اما 10 سال بعد از آن ، من خودم را پیدا کردم که هر روز به کارهایم دوچرخه سواری می کنم و هر روز در آمستردام برگشتم. تفاوتی که ذهن ناخودآگاه من تمام اطلاعات مورد نیاز برای سوار شدن به دوچرخه را ذخیره کرده و به ذهن آگاهم اجازه می دهد به موارد دیگری مانند چراغ راهنمایی و محیط اطرافم توجه کند.

بیشتر ما می توانیم قبول کنیم که رفتارهای ما نسبت به آنچه اعتقاد داریم منطقی تر است. ذهن ناخودآگاه ما در هر یک از زندگی ما نقش های عظیمی ایفا می کند. اما ، ذهن ناخودآگاه دقیقا چیست؟

منبع

1. ذهن آگاه و ناخودآگاه جدا هستند اما می توانند با هم همکاری و همکاری داشته باشند.

به این معنی که اگر ذهن آگاهانه خود را تغییر دهید ، نمی توانید برنامه ناخودآگاه را به طور خودکار تغییر دهید. ذهن آگاه متفاوت از ناخودآگاه یاد می گیرد.
ذهن آگاه شما ، درست پشت پیشانی ، جایی در قشر پیشانی ، شما را به عنوان یک فرد منحصر به فرد نشان می دهد. من فکر می کنم به راحتی می توان گفت که این بیشتر افکار شما هستند.

2. ذهن آگاه شما خلاق است.

این همان چیزی است که ما را از بقیه حیوانات فرق می کند. ذهن آگاه ما در تکامل انسانها بسیار مهم است. در حالی که اشکال دیگر زندگی فقط در محتوای پاسخ محرک ورودی / خروجی واکنش پذیر هستند ، می توانیم هر بار یک محرک دریافت کنیم و پاسخ را تغییر دهیم. وقتی حیوان تحریک می کند ، آنها تمایل دارند که همان رفتار را تکرار کنند.

منبع

3. آرزوهای شما در زندگی از ذهن آگاهانه شما ناشی می شود.

از آنجا که ذهن آگاه خلاق است ، تمام خواسته ها ، آرزوهای شخصی شما را ایجاد می کند ، آنچه واقعاً می خواهید با زندگی خود انجام دهید و موارد دیگر. ذهن آگاه شما می تواند به راحتی از دیدن افراد در حال انجام کارها ، تماشای فیلم ، خواندن کتاب ، آشپزی یا پیاده روی به راحتی یاد بگیرد.
یک روز می توانید یک پسر تصادفی را مشاهده کنید که صفحه کلید یک لپ تاپ ریز را تعویض می کند و به خودتان فکر کنید "می دانید چه کاری ، من می توانم این کار را هم انجام دهم" ، سپس خود را در حال خرید ابزار ، آستین های خود را بالا بیاورید و کف دست شکاف و صفحه کلید را تغییر دهید. لپ تاپ خود را تصمیم بگیرید و تصمیم بگیرید یک تعمیرگاه تلفن و لپ تاپ باز کنید. روز بعد ، ممکن است بخواهید مربی یوگا باشید.
آشنا بنظر رسیدن؟ خوب ، شما احتمالاً من را شخصاً می شناسید.

در حقیقت ، ذهن آگاه همه به طور مشابه با اینها کار می کند.

منبع

4- ذهن ناخودآگاه شما ذهن عادت است.

هنگامی که محرک دریافت می کنید و در ذهن ناخودآگاه عادت وجود دارد که مربوط به آن محرک است ، به طور خودکار درگیر رفتار مرتبط با آن خواهد شد. این یک عادت است ، هرچه که باشد یک محرک است و رفتار خودش را بازی می کند.

5- هنگامی که ذهن آگاهانه شما در تفکر گم می شود ، ذهن ناخودآگاه شما به طور خودکار رفتار شما را تعیین می کند.

به همین دلیل لازم نیست وقتی که به خانه فکر می کنید چه چیزی را بپزید ، دوچرخه سواری را متوقف کنید. حتی می توانید پیش بروید و سعی کنید دستور غذا را به خاطر بسپارید ، بدانید که آیا برای گرفتن یک ماده از دست رفته در سوپر مارکت باید متوقف شوید ، در حالی که ذهن ناخودآگاه کار بسیار مهم را برای شما انجام می دهد: شما را به خانه می رساند.

منبع

6. ذهن آگاهانه به راحتی تغییر می کند ، در حالی که ذهن ناخودآگاه لجوج تر است.

افکار می آیند و در ذهن آگاه شما می روند. دائماً تغییر می کند. ضمیر ناخودآگاه شما کمی بیشتر از آن طول می کشد تا در مورد تغییری که اخیراً پیشنهاد کرده اید قانع شوید. نه ، تا زمانی که تکرار نشود ، برای همیشه تغییر نخواهد کرد.
دنیایی را تصور کنید که ذهن ناخودآگاه شما به همان سرعت ذهن آگاهانه شما تغییر می کند. خدای ناکرده ، شما باید در آخر بیاموزید که چگونه هر روز قدم بزنید.

ضمیر ناخودآگاه شما برای حفظ برنامه آموخته شده طراحی شده است.

7. آیا می خواهید پاسخ های ناخودآگاه خود را تغییر دهید؟ تکرار. تکرار. تکرار. تکرار.

مدت زمان زیادی طول کشید که من فهمیدم که مشکلات من به سادگی از بین نمی روند زیرا من از آنها آگاه هستم.
به یاد دارم که از مطب درمانی خود خارج شدم ، باران می بارد و ما در مورد الگوهای تفکر من اکتشافات خوبی داشتیم. سوار تراموا به خانه برگشتم ، با اطمینان نزدیکترین صندلی موجود را در دست گرفتم ، پیشانی ام را تکیه دادم و به پنجره فکر کردم که زندگی من از این به بعد چگونه خواهد بود. روز بعد درست مثل همیشه شروع شد و احساس کردم که خواستار برگشت پولم هستم.
بخش خنده دار گذشته ، هر چقدر برای روانشناس ، روانپزشک ، مشاور ، هزینه ای پرداخت کنید. هیچ کس کار شما را نخواهد کرد. ناخودآگاه شماست ، باید آنرا عملی کنید.

شما باید صبور باشید و هر کاری را که می خواهید تغییر دهید تکرار کنید.

بازنویسی برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه یک روند طولانی است زیرا به یاد داشته باشید ، ذهن آگاهانه و ناخودآگاه یک موجود جداگانه است. شما قسمت اول را کامل می کنید وقتی متوجه شدید که چه اشتباهی انجام می دهید و تغییر می دهید ، بخش دوم تکرار آن است. آگاهی یا درک جدید به طور خودکار برنامه ها را در ذهن ناخودآگاه شما تغییر نمی دهد. شما باید همیشه به عنوان یک تمرین ، رفتارهای جدید را تکرار کنید و سپس در نهایت کار خود را انجام می دهد.

منبع

8. در اینجا می آید ذهن آگاهی ...

هوشیاری راهی برای زندگی است که در آن لحظه ذهن آگاهانه خود را حفظ می کنید و اجازه نمی دهید سرگردان باشد. اگر ذهن آگاهانه شما در زمان حال باشد ، رفتار شما را اداره می کند. طبیعتاً فضای کمتری را برای ناخودآگاه شما فراهم می کند تا چرخ را بگیرد. اگر شما می توانید هر روز مدتی مراقب باشید و رفتارهای جدید "تغییر یافته" یا "اصلاح شده" خود را اعمال کنید ، در نهایت اما به آرامی برنامه های ناخودآگاه خود را تغییر می دهید.
با یک تمرین منظم مراقبه می توانید به ذهن ناخودآگاه خود نزدیک شوید.

9. ذهن ناخودآگاه شما آن دوست است که در گوش شما زمزمه می کند: "شما قبلاً زنده مانده بودید ، دیگر زنده خواهید ماند"

این ذهن ناخودآگاه ماست که به ما می گوید وقتی که با یک وضعیت چالش برانگیز روبرو شد ، می توانیم این کار را انجام دهیم. همانطور که زندگی خودمان را می گذرانیم ، ذهن ناخودآگاه ما در حال جمع آوری خاطراتی از مواقعی است که موفق شده ایم و آنها را برای استفاده بعدی ذخیره می کنیم. حتی اگر در شرایط سختی باشید که قبلاً هرگز نبوده اید ، ناخودآگاه شما می تواند شما را تحت فشار قرار دهد ، زیرا زمانهایی را به یاد می آورد که یک مانع جدید را فتح کرده اید.

بنابراین می توان گفت که مهم است که خود را از منطقه امن خود قرار دهید که شما را ملزم به اعتقاد خود به خود می کند. هر بار که به این مناسبت می روید که اعتماد به نفس ناخودآگاه حتی بیشتر می شود.

منبع

10- ذهن ناخودآگاه شما به طور مستقل فکر یا استدلال نمی کند. از دستورات دریافت شده از ذهن آگاهانه شما پیروی می کند.

ذهن ناخودآگاه شما بیشتر به آدم بزرگ ، ذهن آگاه شما گوش می دهد.
ذهن خودآگاه شما دانه ها را کاشته و ذهن ناخودآگاه شما به آنها اجازه می دهد جوانه بزنند و آزادانه رشد کنند. دفعه بعد که سعی می کنید درباره خودتان بد صحبت کنید ، این را به خاطر بسپارید.

ممکن است شما یک آزمایش را شکست دهید ، اما اگر آن را به یک درام عظیم در ذهن خود تبدیل کنید ، به سختی از خود انتقاد کنید و خود را مورد ضرب و شتم قرار دهید: تبریک می گویم ، شما ناخودآگاه خود را متقاعد کرده اید که یک بازنده بزرگ هستید. ارزششو داره؟ من نمی دانم ، شما ریاضی را انجام می دهید. وقتی این کار را کردید ، برای هر کاری که به خودتان می گویید در ذهن خود انجام دهید.

به یاد داشته باشید ، ذهن آگاهانه شما دستورات می دهد و ذهن ناخودآگاه شما اطاعت می کند.

منبع

هر چیزی ، با توجه به زمان و تمرین ، می تواند با موفقیت از آگاهی به ذهن ناخودآگاه منتقل شود.